امشب هوایی دیگری دارم
در این لحظه دراین اوقات تنها و تنهایم
غم دوری لیلی ام نشسته در پیدا و پنهانم
درونم چون موج دریا ها خروشان ا ست
خیالم درشب تنها وطوفانی پریشان است
لبم خشک زتنهایی سکوتی غم بار دارد
سکوت شب همدم با من بسی اسرار دارد
شدم چون موج دریایی که ساحل من نمی بینم
کجا رفته است ساحل ها که هیچ هایل نمی بینم
مورخه 4/6/87
برچسبها : تنهایی
1
فرازي از مناجات عارفانه استاد شهرياري
الهي
اگر خلق مرا براي نفس خود قرباني
كنند
اگر هجرتي بر من حادث شود و اسير
نفس خلق شوم
اگر خلق با تهمت و افترا مرا ازخويش و
تبار و از مردم دور كنند
اگر خلق مرا با نفس خود مورد معامله با
ديگران قراردهند
اگر خلق صبحت مرا به هذيان ودروغ
گويي
در راه تو وبراي تورواج مي دهند
اگر خلق مرا از خود برانند به سوي تو
خوانند
هستي ام را بر باد دهند تا وجودم را
حس نكنم
1




